تبلیغات
✪ELECTROCOOL✪ - معرفی فیلمی احساسی، زیبا و تماشایی در مورد یک قاتل سریالی

معرفی فیلمی احساسی، زیبا و تماشایی در مورد یک قاتل سریالی

نویسنده: TNZ 17 دی 92 ساعت 10:30 نظرات
Perfume: The Story of a Murderer
کارگردان: Tom Tykwer
ژانر و سال تولید: Crime, Drama, Fantasy /2006

این فیلم یک اقتباس سینمایی موفق از کتابی به همین نام هست که ستاره های معروفی مثل "داستین هافمن" و "آلن ریکمن" به زیبایی درش ایفای نقش کردن. نقش اصلی بر عهده بازیگر کمتر دیده شده "بن ویشا" بوده که واقعا خوب از آب در آورده، روی هم رفته فیلم خوش ساخت و موسیقی بسیار هماهنگ و به یاد ماندنی ست. 
فیلم از همان ابتدا با استفاده از حس بویایی با مخاطب به راحتی ارتباط برقرار می کنه که این یکی از نقاط قوت این فیلمه که تا آخرین سکانس به قوت خودش باقی می مونه و به اوج می رسه...



بقیه در ادامه مطلب
رایحه ای ماندگار...اولبن بار توسط پوستر به این فیلم جذب شدم و مشتاق دیدن اون شدم فیلمهای کمی هستند که از همه نظر حتی طراحی پوستر هم حساب شده هستند و فضای کلی فیلم را در یک عکس ترسیم میکنند.

اما بپردازیم به فیلم... دوازده عطر ساز بزرگ در قرن هجدم فرانسه در پاریس زندگی میکردند آنها مهارت خود را در شهر افسانه ای "گرس" ثابت کرده اند و به روش کلاسیک یعنی ترکیب دوازده رایحه در سه مرحله عطر میسازند اما همگی به یک اسطوره معتقدند:در دوران باستان مصریان باور داشتند که تنها عطری که میتواند همگان را به زانو در آورد علاوه بر سه قسمت اصلی باید از رایحه سیزدهم و منحصر به فرد بهره مند باشد.

این قضایا که از زبان راوی داستان و یکی از شخصیت ها بیان میشود معرف شخصیت اصلی یعنی "ژان-بابتیست گرونویی" سیزدهمین عطر ساز بزرگ است.بابتیست پسری است که از همان بدو تولد با اولین جیغ خود مادرش را به پای چوب دار میکشاند درحقیقت اگر وارد زندگی کسی شود و سپس او را ترک کند زندگی آن فرد تباه میشود.ژان به واسطه استعداد خارق العاده اش جهان را با حس بویایی خود میشناسد اما تنها چیزی که نمیتواند احساس کند وجود خودش است به همین خاطر و برای آنکه نام خود را جاودان کند تصمیم به ساخت عطری منحصر به فرد میگیرد که رایحه آن به جای عصاره های گیاهی و چربی های حیوانی رایحه بدن زنان و دختران زیباست و برای رسیدن به هدفش دست به قتل میزند.




زنان به خاطر احساسات لطیف و عواطف مادرانه به عنوان نمادی از زیبایی قلمداد میشوند که شاید برای خودشان امری عادی محسوب شود اما نباید فراموش کرد که بزرگترین متفکران,فیلسوفان و هنرمندان تاریخ مردان بوده اندو این نوع نگاه نسبت به زن به خوبی در این فیلم مشهود است.

بگذارید از فضاسازی فیلم بگویم که مهمترین نقطه قوت اثر همینجاست.خیابان های رنگارنگ و پر از کثافت پاریس!تضاد فقر و اشرافی گری و کنار هم قرار دادن دو عنصر قتل و جذابیت و از این دست تقابل های زیبا در کنار موسیقی,طراحی لباس, صحنه و گریم منجر به خلق فضایی فانتزی و دلنشین شده که بدون شک مخاطب را افسون میکند و واقعا در فیلمی که باید از نظر احساسی بیننده را درگیر کرده و او را در حس و حالی متفاوت غرق کند دارای اهمیت ویژه ایست از بازی ها هم نمیشود گذشت "بن ویشا" نقش قاتلی مظلوم و خوش قیافه را به خوبی اجرا کرده و دو بازیگر مطرح سینما یعنی "آلن ریکمن" و "داستین هافمن" در دو نقش فرعی اما با پرستیژ و مهم خوش درخشیده اند.

فیلمنامه اقتباسی است از کتابی به همین نام که من رمان را مطالعه نکرده ام و از وفاداری فیلم به کتاب بی اطلاعم اما داستان و شیوه روایت آن بسیار زیباست و حتی لحظه ای هم خسته کننده نمیشود در ابتدا فیلم با سکانسی شروع میشود که در واقع نشان دهنده صحنه های پایانیست در این سکانس که مقدمات اعدام گرونویی آماده میشود بیننده به دنبال کردن قصه و اینکه چطور سرنوشت او را به اینجا رسانده مشتاق میشود این شروع واقعا از بهترین هاست و تاثیر آن بر مخاطب در پایان فیلم مشخص میگردد که بدون شک این پایان هم از بهترین هاست جایی که بیننده حیرت زده صحنه های مربوط به عیاشی(orgy) را در وسط میدان شهر میبیند در این لحظه انتظار به سر میرسد و عطر در فضا پخش میشود.بویایی از آن احساساتی است که نمیتوان به صورت مستقیم در قالب تصاویر بیان کرد اما وجود بخشیدن به خوشبو ترین وشگفت انگیز ترین عطر عالم کاری است که فقط و فقط از عهده سینما بر میاید انگار که بیننده در حال استشمام عطر است و این دستاورد بزرگ کارگردان در فضاسازی است و در آخر هم که گرینوی همانند رایحه عطرش از زمین محو میشود گویی که هرگز وجود نداشته ولی بر عکس عطر جادوی فیلم ماندگار است.